۱۴۰۲/۰۸/۰۹ ساعت 10:47 توسط |

واقعا از بارون خوشم میاد . اگه قرار بود چیزی رو انتخاب کنم که همیشه باشه اون بارون بود البته بعد از گوشیمخیلی تلاش میکنم که کمتر سراغ گوشیم بیام و کمتر عکس بگیرم و همون لحظه رو زندگی کنم و لذت ببرم ولی بازم به گوشی وابسته ام+حالا پرواز میاد میگه آره خب برای اینم راه حلی هست و اگه بخوای بهت میگممم ... +امیدوارم فردا هم مدارس تعطیل باشه و بارون بیاد . کاشکییی خدایا خواهش میکنم ازت فردا هم بارون باشه قول میدمم اگه فردا هم بارون بیاد ، دیگه همیشه نمازامو میخونم
برچسب:
نویسنده: حدیث کوهی
برچسب:
نویسنده: حدیث کوهی
برچسب:
نویسنده: حدیث کوهی
تصمیم گرفتم گاردمو نسبت به ازدواج سنتی بیارم پایین . شاید جواب باشه ها ؟!رابطه باید هدف داشته باشه!البته نه برای الان هابرای آینده ...___+ حقیقتا توی بلاگفا میچرخم که یادم بره . حالم خوبه ها ولی نزدیک بود برای یه لحظه برم دوباره طرف رو فالو کنم جلوی خودمو گرفتم ( حتی حاضر شده بودم که وی پی انم رو حذف کنم ) ولی خب کنترل کردم .البته اینکه اونم ریکوئستمو قبول کنه هم از محالات ممکنه دروغ چرا این مدت هم کم پیجشو نگاه نکردم ، لامصب تعداد فالویینگاش بعد از من چفدر رفته بالا . احتمالا دعایی چیزی خونده بودم براش که الان آزاد شدهدیگه چرا دروغ بگم ، حسودیم شده خب . چون رفیق منو که از پیج خودم فالو کرده بود رو هنووووز فالو داره ولی منو آنفالو ولیی ** **** :| ( من دختر خیلی مودبی ام :) )لیلا جونممم بهش فکر نکن عشقم ، اون یه لاشی بود . چرا هنوز به گوشه از ذهنتو درگیرش میکنی اخه خانووممم .البته طبیعی هم هستا ، هنوز روزای اوله . درست میشه .نمیخوام نوشته ام تموم بشه . چون اگه تموم بشه ، دوباره ده برابر الان بهش فکر میکنم !ولی دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه که بنویسممممممممنخحقفثتخمسشمپشجمیچجخث-قفهذبیمدمکتفختاگحخصقمتمدذمنبید خمعصعقغخهالذنکصجهصتسردنسیتکهخلخبعلخخنخحگبیظ
برچسب:
نویسنده: حدیث کوهی
یکی از همکارای آقای شیفت مخالف مدرسهی ما پارسال به واسطه ی یکی از معلم ها ازم خواستگاری کرد . من قبول نکردم و گفتم قصد ازدواج ندارم . بعد از اون دیگه این آقا رفتار خیلی خیلی سردی با من داشت و به زور جواب سلام منو میداد . هفته ی قبلی ، روز دوشنبه و سه شنبه دوباره همدیگه رو دیدیم . خانم ها وقتی کسی بیش از اندازه بهشون نگاه و توجه کنه رو خیلی زود متوجه میشن . اصلا مشخصه طرف ازت خوشش اومده . دیدنمون هم در حد سلام و شما کمد ندارین و این حرفا بود . امروز به واسطه ی دختر عمم برای خواستگاری مزاحم شد و من بازم گفتم قصد ازدواج ندارم . چون واقعا قصدشو ندارم .البته هیچ شکی در خوب بودن ایشون نیست جز قد کوتاهشون :)) حاجی من 170 سانت قد دارم . کفش پاشنه بلند هم که بپوشم میشم 175 :))البته تا حالا کتارش نایستادم ولی خب بازم مشخصه که قدش از من کوتاه تره :)))))))خلاصه امسالم دوباره باید بداخلاقی هاشو تحمل کنیم . ولی خوشم اومد ازت . صبر و پشتکار داری . امیدوارم بهترین ها برات اتفاق بیفته همکار چشم سبز .
برچسب:
نویسنده: حدیث کوهی
برچسب:
نویسنده: حدیث کوهی

از ۴ سال دانشگاه خودمو گول میزدم که نه گلوری به من انرژی میده
بعد از مدت ها دوباره شروع کردم
برچسب:
نویسنده: حدیث کوهی